پول را دنبال کنید

 پول پول می آورد."هرکس که داشته باشد بیشتر و بیشتر بدست می آورد و هرکس هم که نداشته باشد، حتی داشته های قبلی اش را از دست می دهد."

 

 

آلبرت انیشتین هم وقتی که اعلام کرد بهره مرکب "هشتمین مورد از عجایب جهان"و یا بزرگترین کشف علم ریاضی برای تمام زمان ها یا حتی قدرتمندترین نیرو در جهان بوده است به همین نتیجه رسیده بود. مهم نیست کدام نام گذاری را می پسندید، فقط نباید پیام آنها را فراموش کنید: هیچ وقت رشد سریع را دست کم نگیرید، در واقع هیچ مدرکی حاکی بر اینکه انیشتین خودش این نام گذاری ها را کرده باشد وجود ندارد-نقل قول ها هم جعلی هستند. اما به هر حال این تخصیص های غلط انداز اهمیت پیام را بیشتر می کنند.

انیشتین برای نهادینه کردن یک اصل مهم در زندگی افراد بعد از مرگ هم به خاطر چیزهایی که اصلا خودش هم نگفته بود در حال کسب اعتبار است. بیشتر گفته ها فراموش شده اند. در حالت دیگر، اغلب سخنانی از افراد منتخب مانند انیشتین و شکسپیر عموما به صورت ساختگی نقل قول می شوند. نباید تعجب کنیم، چرا که اقلیت های کوچک اغلب نتایجی عجیب می گیرند.

در سال 1906 اقتصاددانی بنام ویلفردو پرتو متوجه شد که 20% مردم صاحب 80% از زمین های ایتالیا هستند و با توجه به آن قانونی را کشف کرد که حالا بنام اصل پرتو یا قانون 20-80 از آن یاد می شود. این اصل برای او طبیعی به نظر می آمد، چون می دانست 20% از بوته های لوبیای داخل باغچه 80% محصول لوبیا را فراهم می کنند. این الگوی عجیب و بسیار قدرتمند، که با توجه به آن فقط تعداد کمی از افراد از تمام رقبا جلو می زنند، دور و بر ما، چه در طبیعت و چه در زندگی اجتماعی، به چشم می خورد.

مخرب ترین زمین لرزه ها از چند برابر مجموع زمین لرزه های کوچک پ قدرت تر هستند. بزرگترین شهرها تمام شهرستان های متوسط را کوچک جلوه می دهند. شرکت های انحصاری بیشتر از مجموع درآمد میلیون ها شرکت معمولی درآمد کسب می کنند. چه انیشتین آن حرف ها را زده باشد چه نزده باشد، قانون قدرت –این گونه نام گذاری شده است زیرا معادلات تعریفی توصیف کننده توزیع نابرابر هستند-قانون مشمول تمام عالم است. این قانون اتفاقات اطراف مارا چنان دقیق توصیف می کند که حتی خود ما هم این گونه به این اتفاقات پی نبرده بودیم.

این مهم نشان می دهد قانون قدرت زمانی که پول را دنبال کنید قابل مشاهده می شود. در سرمایه گذاری های پرمخاطره، که سرمایه گذاران سعی دارند از شرکت های تازه کار به سودهای کلان برسند، تعداد بسیار کمی از شرکت ها بیشتر از بقیه سود کشب می کنند.بیشتر شرکتها نیازی به سروکله زدن با سرمایه گذاری های پر مخاطره را ندارند، اما همه باید چیزی را که حتی سرمایه گذاران در حوزه های پرخطر نیز سعی در فهمیدن آن دارند بدانند. ما در دنیای معمولی زندگی نمی کنیم، ما تحت قانون قدرت زندگی می کنیم.

قانون قدرت در سرمایه گذاری های پرمخاطره

سرمایه گذاران در حوزه های پرمخاطره با پیشنهاد دادن به کسب و کارهای نوپا قصد دارند آنها را شناسایی و با سرمایه گذاری، از آنها سود کسب کنند. آنها پول را از موسسات و افراد ثروتمند جمع آوری می کنند، آن را به عنوان سرمایه سر جمع می کنند و در یک شرکت فناوری که باور دارند در آینده ارزشمندتر خواهد شد سرمایه گذاری می کنند. اگر باورشان درست از کار دربیاید اغلب 20% از سود را به عنوان سهم خود برمی دارند. سرمایه های پرمخاطره زمانی پول ساز می شوند که یا ارزش سهام آنها بالا می رودو یا توسط شرکتی بزرگ تر خریداری می شوند. این سرمایه گذاری های پرخطر عموما طول عمری 10 ساله دارند، زیرا رشد و خروج یک شرکت موفق زمان بر است.

اما بیشتر شرکت هایی که با سرمایه حمایت می شوند، نه پیشنهاد فروشی دریافت می کنند و نه کالایی را به عرضه عمومی درمی آورند. اغلب درست بعد از آغاز کار شکست می خورند. با توجه به این شکست های پیش از موقع، سرمایه های پرمخاطره در آغاز فقط با ضرر مالی روبه رو می شوند. زمانی که شرکت های موفق به رشد بی وقفه خود ادامه می دهند، سرمایه گذاران امیدوارند که ارزش سرمایه آنها هم در مدت چند سال ناگهان افزایش پیدا کند که وضعیتشان از گذشته بهتر شود.

سوال اینجاست که این پیشرفت چه زمانی اتفاق می افتد. برای بیشتر سرمایه ها، پاسخ هرگز است. بیشتر شرکت های نوپا شکست می خورند، و بیشتر سرمایه ها به همراه آنها از بین می روند. بیشتر سرمایه گذاران می دانند که وظیفه ی اصلی آنها یافتن شرکت است که موفق می شود. با این حال حتی سرمایه گذاران خبره هم این اصل را به صورت طوطی وار به حافظه سپرده اند. آنها می دانند که شرکت ها متفاوت هستند، اما مقدار این تفاوت را دست کم می گیرند.

مشکل اینجاست که توقع می رود سود سرمایه به طور معمول توزیع شود: مثلا شرکت های بد شکست می خورند، شرکت های متوسط سودی دریافت نمی کنند و شرکت های خوب 2 برابر و یا 4 برابر سرمایه خود سود بدست می آورند. سرمایه گذاران با توجه به این الگوی محدود نمونه کارهای متفاوتی را جمع آوری می کنند و امید دارند که نمونه های برنده از نمونه های بازنده بیشتر باشند.

اما این روند مسلسل وار معمولا تولید کننده یک پرونده پر از نمونه های شکست خورده است. بدین دلیل که بازگشت سرمایه (سودآوری)در کل از یک روند معمولی برای توزیع پیروی نمی کند. بلکه از قانون قدرت پیروی می کند. تعداد بسیاری از شرکت ها اساسا از بقیه بهتر عمل می کنند . اگر شما به جای روی چند شرکتی که به طور چشمگیر موفق می شوند روی تنوع تمرکز کنید، آن شرکت های کمیاب را از دست می دهید

فیسبوک، بهترین سرمایه گذاری که در سال 2005 انجام شد، بیشتر از مجموع سود همه ی شرکت های دیگر سوددهی داشت. در رده ی دوم شرکت پالانتیر، بیشتر از مجموع سود همه ی شرکت ها به جز فیسبوک سوددهی داشت. این الگوی نابرابر غیر معمول نیست. ما در تمام بخش های سرمایه گذاری شاهد آن هستیم.

"بزرگ ترین راز در دنیای سرمایه گذاری این است که بهترین سرمایه گذاری در موفق ترین شرکت یا با مجموع سرمایه تمام شرکت های حوزه کاری خود برابری می کند و یا از تمام آنها پیشی می گیرد.

این راز باعث ایجاد دو قانون عجیب و غریب در دنیای سرمایه گذاری است. اول، فقط در شرکت هایی سرمایه گذاری کنید که پتانسیل بازگشت تمام سرمایه شما در آن شرکت ها وجود داشته باشد. این قانون ترسناکی است زیرا تعداد زیادی از گزینه های سرمایه گذاری را از پیش روی شما بر می دارد.(حتی شرکت های تقریبا موفق هم معمولا چنین توانایی را ندارند)که این خود باعث به وجود آمدن قانون دوم می شود:قانون شماره یک آنقدر دشوار است که دیگر جایی برای قانون شماره دو نمی ماند.

تصور کنید وقتی که از قانون شماره یک تبعیت نکنید، چه می شود!برای همین است که معمولا سرمایه گذاران مبالغ هنگفتی را برای سرمایه گذاری روی شرکت های مناسب در نظر می گیرند. برای همین سرمایه گذاران باید بدنبال چندین شرکت که می توانند با موفقیت از 0 به 1 برسند باشند، و بعد تمام منابع خود را در اختیار آن چند شرکت بگذارند.

 

البته هیچ کس نمی داند کدام شرکت قطعا موفق می شود پس حتی بهترین شرکت های سرمایه گذاری هم "شرکت های نمونه ای" دارند. با این حال، هر شرکت موجود در این مجموعه باید پتانسیل موفقیت در مقیاس بزرگ را داشته باشد. شما برای سرمایه گذاری باید بر روی 5 الی 7 شرکتی تمرکز کنید که فکر می کنید به خاطر ویژگی های منحصر بفردشان توانایی تبدیل شدن به یک کسب و کار میلیاردی را دارند. زمانی که شما از پایه و اساس کسب و کاری گذشتید و به این سوال برخوردید که آیا این کسب و کار با استراتژی های مالی شما متناسب است یا نه، سرمایه گذاری شما بیشتر شبیه بلیط بخت آزمایی شده است. و اگر فکر کنید در بخت آزمایی شرکت کرده اید، مشخصا ذهن خود را آماده ی باخت کرده اید.

 

بلاگر صنعت آنلاین

بلاگر صنعت آنلاین

تيم صنعت آنلاين اميدوار است بتواند با خدمات خود گامي در جهت افزايش فروش انواع كسب و كارها(اعم از صنعتي،خدماتي و مشاغل خانگي)بردارد و كمكي هرچند كوچك در استفاده توليد كنندگان از فضاي پويا و روبه رشد بستر وب به آنها نمايد. ...
صفحه من

دیگر پست های مرتبط من

صنعت آنلاین | مجله تخصصی صنعتی و کسب و کار

صنــعت آنلاین