ایدئولوژی رقابت

ایدئولوژی رقابت

انحصار خلاقانه یعنی تولید محصول جدیدی که منفاع همگانی و سود پایدار برای تولید کننده در بر دارد. رقابت یعنی عدم وجود سود پایدار، عدم وجود تفاوت عمده و تلاشی مستمر برای نجات یافتن. پس چرا مردم باور دارند که رقابت سالم است؟

جواب این است که رقابت فقط مفهومی اقتصادی و یا مسئله ای ساده که افراد و شرکت ها در بازار کار باید با آن دست و پنجه نرم کنند نیست. بیشتر از هر چیز دیگری رقابت یک طرز فکر است که در جامعه رخنه می کند و افکار مار ا تحریف می کند. ما رقابت را ایجاد می کنیم، ملزوماتش را از خود می کنیم و دستوراتش را تصویب می کنیم و در نتیجه خودمان را گرفتار آن می کنیم. با این حال هرچه بیشتر تلاش می کنیم کمتر بدست می آوریم.

این یک حقیقت ساده است ولی همه ما یاد گرفته ایم که منکر آن شویم. سیستم آموزشی ما حس رقابت را در درون ما بیدار می کند و آن را بازتاب می دهد.نمرات نشان دهنده ی مقدار دقیق تمایل هر دانش آموز به رقابت است. شاگردانی که بالاترین نمرات را کسب می کنند صاحب اعتبار می شوند. ما به تمام جوانان بدون توجه به استعدادها و علایق شخصی آنها، موضوعات یکسانی را با روش های تقریبا یکسان می آموزیم.

مراتب بالاتر تحصیلی جایی است که در آن افرادی که در دبیرستان نقشه های بزرگی برای آینده دارند با رقبایی جدی، با هوش برابر، بر سر بدست آوردن مشاغل متوسطی مانند مشاوره مدیریت و یا بانکداری می جنگند. دانش آموزان و خانواده هایشان با صرف هزینه های گزاف تلاش می کنند تا به امتیازی معمولی دست پیدا کنند. چرا داریم این کار را با خودمان می کنیم؟

کاش این سوال را وقتی جوان هستیم از خودمان بپرسیم 

جنگ و صلح

اساتید سعی دارند جو کشنده دانشگاه ها را آسان جلوه دهند، اما مدیران هرگز از مقایسه کسب و کار با جنگ خسته نمی شوند. اصطلاحات جنگی حتی در صحبت های روزانه ما درباره ی کسب و کار نفوذ کرده اند. اما در واقع این رقابت است، نه کسب و کار، که این میدان جنگ را بوجود آورده است. رقابت به قول معروف ضرورتی ظاهرا شجاعانه ولی در نهایت مخرب است.

چرا مردم با هم رقابت می کنند؟ مارکس و شکسپیر تقریبا تمام درگیری ها را به دو بخش تقسیم کرده اند:

 

در نظر مارکس، مردم دعوا می کنند چون با یکدیگر تفاوت دارند. اهداف و ایده هایشان با هم فرق می کند و هرچه تفاوت بیشتر باشد درگیری سخت تر است. اما برای شکسپیر تمام جنگجویان تقریبا شبیه به هم هستند. اصلا معلوم نیست چرا می جنگند چون دلیلی برای جنگیدن ندارند ودر آخر هم فراموش می کنند که سر چه موضوعی با هم دشمنی داشته اند. تعریف شکسپیر حداقل در دنیای کسب و کار، صحیح تر است. در داخل یک کارخانه، افراد به خاطر پیشرفت شغلی با یکدیگر به رقابت می پردازند. سپس خود کارخانه در بازار کار با دیگر کارخانه ها به رقابت می پردازد. و در میان تمام این ماجراها افراد فراموش می کنند که چه چیزی واقعا اهمیت دارد و به جای آن روی رقبای خود تمرکز می کنند.

رقابت باعث می شود ما روی فرصت های قدیمی بیش از حد تاکید کنیم و کورکورانه از چیزهایی که قبلا جواب داده اند تقلید کنیم. خطرات رقابت تقلیدی روایت گر این است که چرا امروزه در دره ی سیلیکن هر فردی که از جامعه گریزان است انگار برتری خاصی نسبت به بقیه دارد. اگر شما علاقه خاصی به رویدادهای اجتماعی ندارید پس احتمال اینکه از آنها تقلی کنید بسیار کم است.

اگر به اختراع چیزی نو و یا برنامه نویسی کامپیوتری علاقه دارید اصلا از اینکه به تنهایی به انجام این فعالیت ها بپردازید نمی ترسید، در نتیجه به سرعت در انجام انها ماهر می شوید. وقتی مهارت لازم را کسب کردید، احتمال اینکه از باورهای خود دست بکشید نسبت به دیگران کمتر است. این ممکن است شما را از درگیر شدن در رقابت های بی سرانجام نجات دهد. رقابت باعث می شود در ذهن افراد توهم فرصت های شغلی که در واقع وجود ندارند، به وجود آید.

برنده شدن از باخت بهتر است اما در نبردی که ارزش جنگیدن ندارد همه بازنده هستند. 

"دشمن داشتن چیز خوبیست به شرطی که این دشمن ظاهرا آنقدر بزگ باشد که شما را تهدید کند(و برای کارمندان ایجاد انگیزه نماید) ولی نه آنقدر که واقعا شرکت شما را تهدید کند".

 

اگر توانایی شکست رقیب خود را ندارید پس بهتر است با او یکی شوید.

گاهی اوقات مجبور به جنگیدن هستید و اگر مجبور شدید سعی کنید برنده شوید. حد وسطی وجود ندارد، یا اصلا مشت نزنید و یا اگر می زنید با یک مشت کار را یکسره کنید. پیروی از این نصیحت کار سختی است چون غرور و شرافت مانع می شوند. هرکسی برای چیزهایی که ارزش دارند می جنگد. قهرمانان واقعی آنقدر برای شرافت خود ارزش قائل اند که حتی برای چیزهایی که اهمیت ندارند هم می جنگند. این منطق پیچیده بخشی از طبیعت انسان است، اما در کسب و کار نابود کننده است.

"اگر شما رقابت را به عنوان یک نیروی مخرب، نه یک ارزش، تشخیص دهید پس از خیلی از افراد، عاقل تر هستید." 

فرار از رقابت می تواند شرکت شما را تبدیل به یک شرکت انحصاری کند، اما شرکت های انحصاری هم فقط در صورتی موفق هستند که بتوانند دوام بیاورند. کسب و کار خوب کسب و کاری است که توانایی ایجاد جریان پول نقد در آینده را داشته باشد.

"ارزش یک کسب و کار امروزه به اندازه ی تمام پولی است که در آینده خواهد ساخت."

مقایسه کاهش نقدینگی ها نشان دهنده ی تفاوت بین کسب و کارهای کم رشد و شرکت های نوپا با رشد بالا در دشوارترین شرایط است. بیشترین ارزش کسب و کارهای کم رشد در کوتاه مدت است. کسب و کارهای قدیمی (مثل روزنامه) اگر بتواند نقدینگی خود را تا پنج یا شش سال آینده ثابت نگه دارد، ممکن است بتواند ارزش خود را نیز ثابت نگه دارد. با اینکه اگر این کسب و کار رقیبی نزدیک داشته باشد این شانس را هم از دست می دهد. 

رستوران ها مثالی افراطی از این موضوع هستند، رستوران های موفق ممکن است از امروز درآمد خوبی داشته باشند، اما در سال های آینده با جذب مشتری های آنها توسط جایگزین های بهتر و جدیدتر جریان نقدینگی آنها نیز از بین می رود.

"شرکت های فناوری مسیری مخالف این دارند، آنها اغلب در سال های اول نقدینگی خود را از دست می دهند، ساخت محصولات با ارزش زمان می برد، و این یعنی درآمد با تاخیر. بیشتر ارزش یک شرکت فناوری حداقل در 10 یا 15 سال پیش روی آن شرکت به وجود می آید."

یک شرکت برای ارزشمند شدن باید صبورانه رشد کند، اما بسیاری از کارآفرینان فقط روی رشد کوتاه مدت تمرکز می کنند و بهانه آنها این است که اندازه گیری میزان رشد آسان است اما میزان پایداری این طور نیست. افرادی که خود را درگیر اعداد و ارقام و اندازه گیری ها می کنند همیشه درباره آمار کاربران فعال در هر هفته، میزان درآمد مورد نظر در هرماه و گزارش درآمد سه ماهه وسواس نشان می دهند. با این حال ممکن است شما به تمام این اهداف و اعداد مورد نظر برسید اما مشکلات عمیق تری داشته باشید که پایداری کسب و کار شما را به خطر بیاندازد.

 

اگر بیشتر از همه روی رشد کوتاه مدت تمرکز کنید، فراموش می کنید سوال مهم تر را از خود بپرسید: آیا این کسب و کار تا دهه ی آینده دوام می آورد؟ اعداد و ارقام به تنهایی نمی توانند پاسخ صحیح را به شما بدهند. خود شما باید با دیدی انتقادی به ویژگی های کیفی کسب و کار خود بیاندیشید.

 

بلاگر صنعت آنلاین

بلاگر صنعت آنلاین

تيم صنعت آنلاين اميدوار است بتواند با خدمات خود گامي در جهت افزايش فروش انواع كسب و كارها(اعم از صنعتي،خدماتي و مشاغل خانگي)بردارد و كمكي هرچند كوچك در استفاده توليد كنندگان از فضاي پويا و روبه رشد بستر وب به آنها نمايد. ...
صفحه من

دیگر پست های مرتبط من

صنعت آنلاین | مجله تخصصی صنعتی و کسب و کار

صنــعت آنلاین