چگونه یک فروشنده دوره گرد نباشیم

چگونه یک فروشنده دوره گرد نباشیم

اولین و مهم ترین اصل در کار فروش این است که بدانید عقاید و نظرات مهم را چگونه باید به دیگران بفروشید. در واقع تولید بدون فروش یعنی زباله.

حتی نظرات و عقاید مهم و با ارزش صرفا بدلیل اینکه فروخته نشده اند می توانند سر از زباله دانی درآورند. هر فرد موفقی یک فروشنده تمام عیار است. اصلی ترین رمز فروشندگی که نباید هیچ وقت فراموش کرد و موضوع بسیار شاده ای نیز می باشد این است که :

در پس هر فروش، یک فرد قرار گرفته است.

این فردی که در پشت میز است در واقع همان مشتری است. این فرد یک انسان است. چنانچه با او همانند یک شی بی جان یا یک وسیله یا هر چیزی به غیر از یک انسان رفتار کنید، در حقیقت خود را تا حد یک فروشنده دوره گرد پایین آورده اید. اگر بخواهیم صادق باشیم یکی از اهداف کسب و کار بدست آوردن پول است و باید این مهم را در اهداف فروش محصول خود مدنظر قرار دهید. در واقع اگر دائم در حال پول درآوردن هستید این علامت اطمینانی است بر این موضوع که شما به ارزش طرف مقابل(خریدار) می افزایید.

توجه کنید در هر معامله یا فروشی، لحظات مهمی پیش می آید. زمانی که می گوییم پشت هر فروش یک فرد قرار دارد مشخصا منظور این است که وجود یک شخص به دو شکل زیر است:

یک نفر به عنوان خریدار و نفر دیگر به عنوان فروشنده.

در حقیقت در فروش هم قانون 80-20 وجود دارد یعنی هشتاد درصد از فروش شما به بیست درصد از مشتریانتان می باشد و از نگاهی دیگر بیست درصد از افرادی که در کار فروش هستند بطور متوسط هشتاد درصد مجموع فروش ها را انجام می دهند پس باید دید این بیست درصد چه قابلیت هایی دارند که قریب به هشتاد درصد فروش را انجام می دهند.

اولین قدم درس گرفتن از پارادوکس شگفت انگیز است(یعنی چیزی که در اولین نگاه زشت و ناخوشایند است ولی در باطن خوب و زیباست)

پارادوکس شگفت انگیز: من شادم چون از موفقیت های مالی زیادی برخوردارم، در چنین زمانی من از تلاش کردن برای چیزهایی که خودم می خواهم دست بر می دارم و کمک می کنم به دیگران برای بدست آوردن چیزهایی که آنها می خواهند.

کسی نمی تواند از بخاری سرد و خاموش انتظار گرما داشته باشد یا اینکه اول گرما بگیرد و بعد هیزم در آن بریزد. شرکت های بزرگ و خوب هم به این مسئله کاملا واقفند. این شرکتها به خوبی می دانند که در آغاز باید هدف هایی را که دارند عملی کنند و بعد منتظر سود باشند. یک فروشنده موفق هم درست همین کار را می کند، اول کاری را که بر عهده اش است انجام می دهد.

هر فروشنده برای موفق شدن باید یک شیوه مخصوص به خود داشته باشد.

منظور و هدف از فروش را می توان در دو پایه مختلف در نظر گرفت. نخست اینکه از یک سری رموز آگاه باشید، یعنی نسبت به کاری که انجام می دهیم کاملا آگاهی داشته باشیم و کلمات را به صورت حفظ شده و سرسری ادا نکنیم. باید برای فروش جنس مورد نظر خود ارتباطی کاملا آگاهانه و هدفمند برقرار کنید.

بخش دوم از گستردگی بیشتری برخوردار است و رمز موفقیت هم در اجرای همین مرحله است. در این مرحله فرق بین هدف(مثلا پول درآوردن)و قصد و منظور مشخص می شود.

هدف یعنی آن چیزی که به آن می رسید، دارای یک نقطه شروع و یک نقطه پایان است. در مقابل قصد و منظور یعنی چیزی که باعث می شود شما به جلو بروید و به زندگی تان معنا می بخشد و همین داشتن انگیزه باعث می شود که از کار و فعالیتی که می کنید بیشتر لذت ببرید.

آیا هرگز به هدفی رسیده اید که پس از رسیدن به آن هدف متوجه شوید که رسیدن به آن اصلا موجبات خوشحالی تان را فراهم نکرده است؟

عده ی زیادی از مردم چنین حسی را تجربه کرده اند. علتش هم این است که مردم بدنبال هدفهایی می روند که ارزششان را ثابت کند کاری که ابدا نیاز به اثبات ندارد. در واقع آنها می خواهند به دیگران ثابت کنند که دارای ارزش هستند البته هدف ها در این امر به شما کمک می کنند ولی در حقیقت شما چیزی را بدست می آورید که قبلا داشته اید. یعنی همان ارزش

چطور می توان بین هدف و قصد تفاوت قائل شد؟

آیا هیچ وقت به چیزی که روی سنگ قبرتان نوشته خواهد شد فکر کرده اید؟ این موضوع می تواند به شما کمک کند تا معنای قصد و انگیزه را کاملا درک کنید. از خودتان بپرسید که دوست دارید پس از مرگتان چه عبارتی بر روی سنگ قبرتان نوشته شود. بطور واضح بپرسید که قصدتان از زندگی کردن چه بوده است؟ اگر کارهایی که برای ادامه زندگی تان کرده اید با انگیزه و قصدتان مغایرت داشته باشد مسلما از زندگی تان رضایت نخواهید داشت و در نتیجه درصد موفقیت شما نیز کم خواهد شد.

آیا دوست دارید برایتان بنویسند" ..... به عده زیادی از مردم برای رسیدن به اهدافشان کمک کرد و بدین وسیله خود نیز به اهدافش رسید."

برای اینکه بدانید دیگران چه می خواهند اول باید به این سوال پاسخ دهید که خودتان چه می خواهید هر وقت توانستید جواب درستی به سوال بدهید به احتمال قوی خواهید فهمید که دیگران چه می خواهند در حقیقت قصد و انگیزه یعنی کمک کردن به دیگران برای بدست آوردن چیزی که می خواهند.

"هدف و انگیزه یک فروشنده خوب این است که به مردم برای داشتن احساس خوشایند از خریدشان و همین طور حس خوبی نسبت به خودشان کمک کند"

سریعترین راهی که برای تحقق اهدافتان وجود دراد این است که روی مقصود خود پایداری کنید. آیا هرگز این فکر به ذهنتان خطور کرده که می توانید ارزش مشتری هایتان را افزایش دهید؟

واقعیت این است که در حین فروش کالا یا خدمات به مشتریان، عملکردتان در حقیقت همراه با قصد و انگیزه است در چنین موقعی است که ارزش آنها را افزایش می دهید، به آنها برای حل مشکلاتشان کمک کنید تا با خریدی که می کنند در درونشان از خود احساس رضایت داشته باشند. در حقیقت همه چیز بر می گررد به مشتری و اهمیت دادن به او.

"فروش با انگیزه صرفا این نیست که با دیگران مهربان باشیم بلکه باید باهوش و زیرک هم باشیم"

فروشنده با انگیزه مثل این است که در مسیر آب شنا می کند. اگر خود را به جای خریدار قرار دهید بدنبال محصول و شرکتی خواهید بود که مورد اطمینان بوده و خدمات پس از فروش مناسبی ارائه نماید. به همین دلیل است که فروشنده ای که با قصد و انگیزه می فروشد بسیار موفق است زیرا در حقیقت او اعتماد و خدمات به دیگران عرضه می کند.

بلاگر صنعت آنلاین

بلاگر صنعت آنلاین

تيم صنعت آنلاين اميدوار است بتواند با خدمات خود گامي در جهت افزايش فروش انواع كسب و كارها(اعم از صنعتي،خدماتي و مشاغل خانگي)بردارد و كمكي هرچند كوچك در استفاده توليد كنندگان از فضاي پويا و روبه رشد بستر وب به آنها نمايد. ...
صفحه من

دیگر پست های مرتبط من

صنعت آنلاین | مجله تخصصی صنعتی و کسب و کار

صنــعت آنلاین