چرا مردم قانون قدرت را نمی بینند

چرا مردم قانون قدرت را نمی بینند

چرا باید سرمایه گذاران حرفه ای که از همه بیشتر نیازمند قانون قدرت هستند متوجه آن نشوند؟ اول اینکه، این قانون به مرور زمان روشن می شود. اما سرمایه گذاران حتی در بخش فناوری هم در لحظه زندگی می کنند. تصور کنید یک سرمایه گذار در 10 شرکت با پتانسیل انحصاری شدن سرمایه گذاری می کند.(که این خود نیز آمار عجیبی است) این شرکت ها قبل از رشد بسیار شبیه به هم هستند. در چند سال آینده برخی شرکت ها شکست خواهند خورد در حالی که بقیه قدم در راه موفقیت می گذارند. ارزش آنها افزایش پیدا می کند اما تفاوت بین رشد سریع و رشد خطی نامشخص باقی می ماند.

با اینکه بعد از 10 سال نمی توان بازنده و برنده را کاملا از هم تشخیص داد ولی می توان شرکت برتر را مشخص کرد. اما نتیجه هرچقدر هم واضح قانون قدرت را نشان دهد کسی متوجه آن نمی شود. از آنجا که سرمایه گذاران بیشتر وقت خود را صرف سرمایه گذاری جدید و در نتیجه شناخت شرکت های تازه تاسیس می کنند، بیشتر شرکت هایی که با آنها کار می کنند شرکت هایی هم سطح هستند. بیشتر تفاوت هایی که سرمایه گذاران و کارآفرینان هر روزه با آنها روبه رو می شوند بین مراحل مختلف موفقیت شرکت هاست، نه غلبه و یا ناکامی آنها در بازار کار. و از آنجا که هیچ کس قصد از دست دادن سرمایه گذاری در شرکتی را ندارد، سرمایه گذاران معمولا بیشتر وقت خود را صرف بررسی مشکل دارترین شرکت ها به جای شرکت های موفق می کنند.

چه توقعی از دیگران دارید؟ بخش های مختلف قانون قدرت آنقدر بزرگند که توسط چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند. برای مثال، اغلب افراد خارج از دره ی سیلیکن به سرمایه گذاری پرمخاطره به دید یک کسب و کار کوچک با موفقیت نسبی می نگرند. شاید به این دلیل که سالانه کمتر از 1% از کسب و کارهای جدید در آمریکا با استفاده از این سرمایه ها پایه گذاری می شوند. اما نتیجه همین سرمایه گذاری در بخش های کمتر، اقتصاد کشور را به حرکت در می آورد. شرکت هایی که توسط این سرمایه ها حمایت می شوند 11% از کل مشاغل بخش خصوصی را تشکیل می دهند و باعث سلامت اقتصاد می شوند. دوازده تا از مهمترین شرکت های فناوری هم با استفاده از این سرمایه ها راه اندازی شدند. این 12 شرکت روی هم 2 تریلیون دلار ارزش دارندکه این رقم بیشتر از ارزش مجموع تمام شرکت های فناوری دیگر است.

با قانون قدرت چه باید کرد

قانون قدرت فقط در بخش سرمایه گذاری حائز اهمیت نیست، بلکه در تمام بخش ها اهمیت دارد زیرا همه ی افراد به گونه ای سرمایه گذار هستند. یک کارآفرین زمان خودرا روی یک کسب و کار نوپا سرمایه گذاری می کند. پس برای هر کارآفرینی مهم است که بداند کسب و کارش موفق می شود یا خیر. همه ی آدم ها به نوعی سرمایه گذار هستند. افراد زمانی شغلی را انتخاب می کنند که باور دارند در آینده ارزش پیدا خواهد کرد.

معمول ترین راه حل سرمایه گذاران به این مسئله که آیا کسب و کاری در آینده ارزشمند می شود یا خیر، سرمایه گذاری در چند بخش متفاوت است:"تمام تخم مرغ های خود را داخل یک سبد نگذارید."این جمله را همه ی ما شنیده ایم. همان طور که شنیده ایم حتی بزرگترین سرمایه گذاران هم لیست سرمایه گذاری دارند. اما سرمایه گذارانی که قانون قدرت را درک کرده اند تا جایی که می شود روی کارهای کمتری سرمایه گذاری می کنند.

اما سرمایه گذاری در بخش های مختلف، هم با دانش افراد و هم با منابع مالی جور در می آید و به سرمایه گذاران این احساس را می دهد که در یک شرط بندی از بقیه جلوتر هستند و این برتری این است که هرچه در بخش های بیشتری سرمایه گذاری کنی، شانس بیشتری برای مقابله با آینده غیر قابل پیش بینی را داری.

اما زندگی لیست نمونه کار ندارد. نه برای موسسین کسب و کارهای نوپا و نه برای افراد معمولی. یک کارآفرین نمی تواند خود را در چندین بخش متنوع مشغول کند. نمی توانید دو جین شرکت را بگردانید و امیدوار باشید یکی از آنها موفق شود. همین طور افراد هم نمی توانند زندگی خود را وقف آمادگی برای کار در چندین بخش مختلف کنند.

اما مدارس برعکس این را به ما می آموزند، آموزش و پرورش ما سخت درگیر همسان سازی دانش عمومی همه ی افراد است. هرکس از مدارس فارغ التحصیل شود یاد می گیرد که چگونه از قانون قدرت استفاده نکند. مدت زمان تدریس هر درس در هفته بدون توجه به موضوع آن، 45 دقیقه است. همه ی دانش آموزان در محدوده ی زمانی مشخص و برابر با هم دوره ها را می گذرانند. در دانشگاه، دانشجویان نمونه با آموختن مهارت های جزئی و متنوع آینده خود را مختل می کنند. همه ی دانشگاهها به تعالی ایمان دارند و با به چاپ رساندن کاتالوگ های هزار صفحه ای درباره ی ریشه های مختلف سعی دارند به شما بفهمانند که "مهم نیست چه کاری را انتخاب کنید، فقط باید بتوانید در آن بهترین باشید"و این کاملا اشتباه است. این مهم است که شما چه کاری را انتخاب کنید. قطعا باید روی کاری تمرکز کنید که می دانید می توانید در انجام آن موفق باشید. اما قبل از آن باید فکر کنید که آیا این کار در آینده ارزشمند می شود یا خیر؟

در دنیای کسب و کارهای نوپا، حتی اگر در انجام کاری استعداد بی نظیری داشته باشید لازم نیست کسب و کار مخصوص به خود را راه اندازی کنید. چون امروزه افراد بیش از حد در حال راه اندازی کسب و کارهای مخصوص خود هستند. افرادی که قانون قدرت را درک کرده اند بیشتر از بقیه برای راه اندازی کسب و کار نو تردید دارند. آنها می دانند که با پیوستن به یک شرکت در حال رشد چقدر می توانند در آینده موفق شوند. قانون قدرت یعنی تفاوت بین شرکت ها. پس این قانون، تفاوت بین نقش های مختلف در داخل شرکت ها را بی اهمیت می کند. مثلا اگر شما 100% سهام یک شرکت را داشته باشید و آن شرکت شکست بخورد شما صاحب 100% از هیچ می شوید.

اما اگر شرکت خود را راه اندازی کردید، برای رسیدن به موفقیت باید از قانون قدرت استفاده کنید. همیشه مهم ترین فاکتورها مفرد هستند، یک کسب و کارغالبا از همه ی کسب و کارهای دیگر موفق تر می شود. یک استراتژی توزیع همیشه نسبت به بقیه برتری دارد. زمان و تصمیم گیری ها هم از قانون قدرت تبعیت می کنند و برخی لحظات در تصمیم گیری بیشتر از زمان های دیگر اهمیت دارند. با این حال شما نمی توانید به جهانی که در ان از قانون قدرت تبعیت نمی شود اعتماد کنید که تصمیمات شما را عملی کند. پس به ندرت پیش می آید که بهترین تصمیمات واضح باشند. حتی ممکن است یک راز باشند. ولی در دنیای قدرت نمی توانید این ریسک را کنید که به طور کامل و دقیق به عواقب تصمیم خود فکر نکرده باشید.

بلاگر صنعت آنلاین

بلاگر صنعت آنلاین

تيم صنعت آنلاين اميدوار است بتواند با خدمات خود گامي در جهت افزايش فروش انواع كسب و كارها(اعم از صنعتي،خدماتي و مشاغل خانگي)بردارد و كمكي هرچند كوچك در استفاده توليد كنندگان از فضاي پويا و روبه رشد بستر وب به آنها نمايد. ...
صفحه من

دیگر پست های مرتبط من

صنعت آنلاین | مجله تخصصی صنعتی و کسب و کار

صنــعت آنلاین