رازها و جهان منطبق با رسوم

رازها و جهان منطبق با رسوم

راز

اگر رازها را باور نداشته باشید، چگونه به جهان می نگرید؟ باید باور داشته باشید که ما تابه حال تمام مسائل بزرگ را حل کرده ایم. اگر رسوم امروزه همگی درست باشند، باید احساس رضایت کنیم:"خدا در بهشت است و در دنیا اوضاع خوب است."

برای مثال، در دنیای بدون راز نباید هیچ بی عدالتی وجود داشته باشد. هر بی عدالتی اغلب شامل یک حقیقا اخلاقی است که تعداد بسیار کمی از افراد آن را تشخیص داده اند. در یک جامعه دموکراتیک، یک قانون غلط فقط در صورتی پابرجا می ماند که بیشتر مردم آن را غلط ندانند. در آغاز فقط تعداد بسیار محدودی از مردم می دانستند که برده داری امری شیطانی است. این دیدگاه در اوایل قرن نوزدهم تقریبا عمومی شد ولی هنوز همه مثل یک راز پنهانش می کردند.

"اینکه بگوییم رازی باقی نمانده است بدین معناست که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که در آن هیچ بی عدالتی پنهانی وجود ندارد."

در اقتصاد باور نداشتن به اسرار باعث ایمان آوردن به بازار کارآمد می شود. اما وجود حباب های مالی نشان می دهد که بازار می تواند به شدت ناکارآمد شود.(وهرچه افراد بیشتری با کارآمدی بازار ایمان داشته باشند، حباب بزرگ تر می شود)در سال 1999 هیچ کس دوست نداشت باور کند که اینترنت بیش از حد ارزش گذاری شده است. در سال 2005 هم برای مسکن در آمریکا همین وضعیت پیش آمد. کارشناسان امر باید اذعان می کردند که "نشانه هایی از حباب های کوچک در بازارهای محلی وجود دارد" اما ادعا کردند که "احتمال وجود حباب در بازار ملی مسکن وجود ندارد"

بازار این اطلاعات را منعکس کرد و چیزی زیر سوال نرفت. سپس قیمت مسکن در سراسر آمریکا پایین آمد و بحران مالی 2008 تریلیون ها دلار پول را از بین برد. مشخص شد که آینده رازهای زیادی دارد و اقتصاددانان نمی توانند با نادیده گرفتن آنها را از بین ببرند.

زمانی که یک شرکت اعتقادش را به اسرار از دست می دهد، چه اتفاقی می افتد؟

پرونده رازها

نمی توانید بدون جستجو رازی را کشف کنید. اندرو وایلز زمانی که بعد از 358 سال تلاش بی نتیجه بقیه ریاضیدانان (شکست هایی که انسان را به این فکر وا می دارند که شاید این امر غیرممکن است)قضیه آخر دوفرما را اثبات کرد، این را به ما نشان داد. این مسئله برای سالهای زیادی یک مسئله حل نشده در ریاضیات بود. وایلز در سال 1986 شروع به حل آن کرد، اما تا سال 1993 که مطمئن شد به پاسخ نزدیک شده است در این باره چیزی به کسی نگفت. بعد از 9 سال تلاش بی وقفه، وایلز در سال 1995 این مسئله را حل کرد. او برای موفقیت هم به هوش و ذکاوت فراوان نیاز داشت و هم به ایمان داشتن به راز(اگر فکر می کنید کار دشواری غیرممکن است، هیچ وقت برای رسیدن آن دست دراز نمی کنید. ایمان داشتن به راز یک حقیقت موثر است)

حقیقت واقعی این است که هنوز اسرار زیادی برای کشف وجود دارند، اما آنها خود را فقط به کسانی که بی وقفه در جستجوی آنها هستند، نشان می دهند. هنوز می شود خیلی کارها در پیشبرد علوم داروسازی، مهندسی و فناوری انجام داد. ما برای رسیدن به آنها فقط به یک هدف گذاری حاشیه ای نیاز نداریم بلکه به یک اراده و پشتکار فولادین نیاز داریم تا بتوانیم به ایده هایی برسیم که حتی جسورترین مغزها در زمان انقلاب علم تردید کردند.که آنها را به طور مستقیم اعلام کند. ما می توانیم سرطان، آلزایمر، جنون و تمام بیماریهای زوال سن و متابولیسم بدن را درمان کنیم. می توانیم راههای جدیدی برای تولید انرژی پیدا کنیم تا دنیا را از جنگیدن بر سر سوختهای فسیلی خلاص کنیم. می توانیم راههایی سریع تر برای سفر روی سطح زمین از نقطه ای به نقطه ی دیگر اختراع کنیم. حتی می توانیم یاد بگیریم که چگونه از تمام این قید و بندها رها شویم و مرزهای تازه بسازیم. اما به هیچ یک از این اسرار نمی رسیم مگر اینکه تقاضای دانستن آنها را داشته باشیم و خود را مجبور به جستجو به دنبال آنها کنیم.

در کسب و کار هم چنین شرایطی وجود دارد. می شود بر اساس اسرار موجود اما ناشناخته، شرکت های بزرگی تاسیس کرد. شرکت های نوپایی را در نظر بگیریدکه ظرفیت های موجود اطراف ما را که نادیده گرفته ایم را به کار گرفته اند. قبل از تاسیس شرکت های اینترنتی نظیرعلی بابا و فلایتیو، مسافران برای یک اتاق هتل باید بدون داشتن حق انتخاب هزینه های هنگفتی پرداخت می کردند، صاحبان هتل ها هم نمی توانستند به راحتی فضای بلا استفاده خود را اجاره دهند.این گونه شرکتها متوجه نیازمندیهایی شدند که دیگران متوجه آنها نبودند. برای شرکت های خدمات خودرو اسنپ و تپسی هم همین گونه بودند. هیچ کس تصور نمی کرد که می شود با اتصال افراد به راننده ها یک کسب و کار میلیارد دلاری ساخت.

فقط با باور داشتن و گشتن به دنبال اسرار می توانید فراتر از دید قراردادی به دنبال فرصت های شغلی پنهان بگردید. اینکه تعداد زیادی از شرکت های اینترنتی، از جمله فیسبوک و... بدلیل سادگی شان غالبا دست کم گرفته می شدند، دال بر وجود اسرار است.

 "اگر بینش هایی که به نظر بسیار ابتدایی می آیند می توانند به وجود آوردنده ی کسب و کارهای موفق شوند پس حتما ایده های بسیار بیشتری برای ایجاد شرکت های تازه وجود دارد."

چگونه اسرار را پیدا کنیم؟

دو نوع راز وجود دارد : رازهای موجود در طبیعت و رازهای موجود در بین انسانها. رازهای طبیعت دور و بر ما را پر کرده اند. برای یافتن آنها  باید جنبه های ناشناخته علوم تجربی را مطالعه کرد. رازهای مربوط به انسانها فرق می کند. آنها چیزهایی هستند که مردم درباره ی خودشان نمی دانند او یا پنهان می کنند چون نمی خواهند بقیه بدانند. پس زمانی که فکر می کنید چه شرکتی بسازید باید دو سوال اساسی از خود بپرسید:چه اسراری را طبیعت برای شما آشکار نکرده است؟ و چه اسراری را مردم به شما نمی گویند؟

می توان گفت رازهای طبیعت از همه مهم ترند، افرادی که به دنبال این رازها می گردند افراد معتبرتری هستند. برای همین کارکردن با افرادی که مدرک دکتری فیزیک دارند بسیار دشوار است. آنها فکر می کنند چون اساسی ترین حقایق را می دانند پس حتما تمام حقایق را می دانند. ولی آیا علم به نظریه الکترومغناطیس از شما مشاور ازدواج خوبی می سازد؟

بلاگر صنعت آنلاین

بلاگر صنعت آنلاین

تيم صنعت آنلاين اميدوار است بتواند با خدمات خود گامي در جهت افزايش فروش انواع كسب و كارها(اعم از صنعتي،خدماتي و مشاغل خانگي)بردارد و كمكي هرچند كوچك در استفاده توليد كنندگان از فضاي پويا و روبه رشد بستر وب به آنها نمايد. ...
صفحه من

دیگر پست های مرتبط من

صنعت آنلاین | مجله تخصصی صنعتی و کسب و کار

صنــعت آنلاین